close
تبلیغات در اینترنت
داستان ازدواج پیرزن
عضویت
Rss
کانال تلگرام (Telegram) سایت را می پسندید؟


ads
   داستان ازدواج پیرزن


بازدیدها: 317
شناسه مطلب: 1179

شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت، همراه خودش می برد. روزی حضرت عیسی او را دید، به وی فرمود: آن زن کیست؟
گفت: مادرم است.
فرمود: او را شوهر بده.
گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست.
پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر خدا؟



نویسنده: ساسان | تاریخ: یکشنبه 03 دي 1391
   دیدگاه شما

دیدگاه خود را ارسال کنید


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
Telegram
Login
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
Subscript
اگر علاقه دارید هرروز مطالب جدید سایت را در ایمیل خود دریافت کنید می توانید از اشتراک ایمیل یا خبرنامه "ساسان اس‌ام‌اس" استفاده کنید. در اشتراک ایمیل هر موقعی که اراده کنید می توانید اشتراک خود را لغو کنید. مطالب در ساعاتی مشخصی از روز معمولا ساعت 8 به وقت تهران برای کاربران ایمیل می شود.
اشتراک ایمیلی سایت
اشتراک ایمیلی انجمن
ads
Catgory

فال حافظ


فال انبيا


تست هوش


استخاره با قرآن


قرآن آنلاین

Countor

افراد آنلاین: 3

بازدیدهای امروز: 669

بازدیدهای دیروز: 1,811

بازدیدهای این ماه: 20,096

کل بازدیدها: 7,246,605

ورودی گوگل امروز: 9

ورودی گوگل دیروز: 153

تعداد آی‌پی امروز: 57

تعداد آی‌پی دیروز: 338

تعداد مطالب: 1711

تعداد اعضا: 1680

ساسان اس‌ام‌اس ساسان اف‌بی قالب من الکسا | Alexa گوگل | Google یاهو | Yahoo بینگ | Bing